خرید بک لینک
من شاعر نیستم اما حجم تمام نا گفته های دلم که سر ریز میشود؛ دستانم کلمات را در هم میآمیزد و احساسم را نقاشی میکند..... نگاهم بر جای جای تمام این هستی نظاره گر تمام مهر بانی ها و غم هاست؛ نظاره گر تمام گریه ها و لبخند ها... میبینم دروغ و نیرنگ بیداد میکند میبینم مهربانی و عشق دیگر جایی میان دلهای این آدم نماهای سنگدل جایی ندارد ؛ آنانی که جای عشق ؛ خیانت را به حراج گذاشته اند دیگر برای گرفتاری کسی دلی نمیسوزد و زهر خندهای بیشماریست که روی لبها جا خوش کرده.... دیگر کسی قشنگی ها نمیبیند خدا را؛ خدا را نمیبیند..........!!!!!!!!!!!!! منبع:باران(از لینک های همین و

برچسب: من شاعر نیستم,من شاعر نيستم,شعر من شاعر نیستم,من که شاعر نیستم, نویسنده: علی کوشکی تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 20:21

اي پردهدارِ آتشِ غم! هر نفس بسوز يك عمر بس نبود تو را، زين سپس بسوز با آرزوي خنده گل در بهار عمر اي مرغ پرشكسته! به كنج قفس بسوز ميسوختي به حسرت و ديدي كه عاقبت بر حال تو نسوخت دل هيچ كس؟ بسوز چون غنچه باش پردگي درد خويشتن زين غم كه نيستت به گلي دسترس بسوز يك عمر همچو شمع همه شب گريستي يعني هواي سوختنت هست، پس بسوز هر گوشهاي ز دامن آه سفر فتاد در دست نالهاي، دگر اي همنفس! بسوز

برچسب: بسوز ای دل,بسوز ای دل سزاواری بسوزی,بسوز و بساز,بسوز ای شمع,بسوز اي دل,بسوز اندیشه را,بسوز دلم سجاد اراسته,دلا بسوز, نویسنده: علی کوشکی تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 20:21

ﻧﻘﺶ ﻭﺍﻓﻮﺭ ِ ﻃﻼ ﮐﺎﺭﯼ ِ ﺍﻳﺮﺍﻧﯽ ﻣﻦ ﺳﺤﺮ ﺑﺎﻃﻞ ﺷﺪﻩ ﯼ ﺭﻳﺶ ﺳﻠﻴﻤﺎﻧﯽ ﻣﻦ ﺁﺭﺯﻭی ﻣﻦ ﻭ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﮐﺴﯽ ﮐﻨﺞ ﺍﺗﺎﻕ ﺩﻭﺩ ﺣﺎﺻﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﺯ ﺁﻣﺪﻥ ﻏﻮﻝ ﭼﺮﺍﻍ ﺁﺧﺮﻳﻦ ﺁﻳﻪ ﯼ ﻧﺎﺯﻝ ﺷﺪﻩ ﯼ ﺣﻀﺮﺕ ﮔﺮﮒ ﺳُﻢ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺯﺩﻩ ﺍﺯ ﭘﺎﭼﻪ ﯼ ﺟﻦ ﮔﻴﺮ ﺑﺰﺭﮒ ﺛﺒﺖ ﻳﮏ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺩﺭ ﺣﺎﻓﻈﻪ ﯼ ﻏﺼﺒﯽ ﺭﻭﺡ ﮐﺸﻒ ﺳﻮﺭﺍﺥ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﻭﺳﻂ ﮐﺸﺘﯽ ﻧﻮﺡ ﺻﻮﺭﺕ ِ ﺁﮐﻨﻪ ﻭ ﺁﺑﻠﻪ ﻣﺮﻏﺎﻧﯽ ِﺟﺒﺮ ﻣُﺮﺩﻩ ﯼ ﺻﺎﺣﺐ ِ ﺩﻧﺪﺍﻥ ﻃﻼ ﺩﺍﺧﻞ ﻗﺒﺮ ﺭﻧﮓ ﻧﺎﺭﻧﺠﯽ ﺍﻣﭙﺮﺳﻴﻮﻧﻴﺴﻤﯽ ِ ﻏﺮﻭﺏ ﻻﺷﻪ ﯼ ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭ ِ ﻳﺦ ﺯﺩﻩ ﺩﺭ ﻗﻄﺐ ﺟﻨﻮﺏ ﻫﺎﻟﻪ ﯼ ﻧﻮﺭ

برچسب: نقش وافور طلاکاری ایرانی من, نویسنده: علی کوشکی تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 20:21

صفحه بندی